دانستنی فرش

فرش بهارستان؛ بهار خسرو و سرنوشت افسانه‌ای فرش ساسانی

فرش بهارستان، که در منابع با نام «بهار خسرو» هم آمده، یکی از افسانه‌ای‌ترین فرش‌های تاریخ است. این فرش در کاخ پادشاهان ساسانی در تیسفون نگهداری می‌شد و از آن هیچ اثری برجای نمانده است؛ آنچه امروز می‌دانیم از نوشته‌های مورخان است.

این فرش بیشتر به خسرو پرویز نسبت داده می‌شود. دانشنامه‌ی ایرانیکا آن را فرش سلطنتی بسیار بزرگی از اواخر دوره‌ی ساسانی معرفی می‌کند و می‌نویسد طبری آن را «بهار خسرو»، بلعمی «فرش زمستانی» و حبیب‌السیر «بهارستان» نامیده‌اند. در منابع آمده است که پادشاه در زمستان بر آن می‌نشست و شراب می‌نوشید، تا روزهای سرد سال را چون بهار بگذراند. نام این فرش نیز از همین‌جا آمده است.

طرح فرش را باغی در بهار توصیف کرده‌اند، با جوی‌های آب، گذرگاه‌ها، درختان و گل‌ها. در روایت‌ها، این نقش‌ها با طلا، نقره، ابریشم و سنگ‌های گران‌بها ساخته شده بود و حاشیه‌ی آن با زمرد آراسته بود. به همین دلیل، بهارستان را از نخستین نمونه‌های شناخته‌شده‌ی طرح باغ در فرش ایرانی می‌دانند؛ طرحی که قرن‌ها بعد در فرش‌های باغی ادامه یافت.

درباره‌ی اندازه‌ی فرش روایت‌ها یکسان نیست. بعضی منابع آن را مربعی به ضلع حدود ۲۷ متر می‌دانند و برخی عددهای دیگری داده‌اند. آنچه در همه‌ی روایت‌ها مشترک است، بزرگی و شکوه استثنایی آن است.

سرنوشت این فرش با پایان دوران ساسانی گره خورد. در سال ۶۳۷ میلادی، سپاه مسلمانان به فرماندهی سعد بن ابی‌وقاص تیسفون را گرفت و این فرش به دست فاتحان افتاد. فرش به مدینه فرستاده شد و بنا بر روایت‌های تاریخی، آن را تکه‌تکه کردند و میان جنگجویان و بزرگان قسمت کردند. به این ترتیب، یکی از بزرگ‌ترین شاهکارهای هنری آن روزگار برای همیشه از میان رفت.

از فرش بهارستان حتی یک تکه هم به ما نرسیده است و تصویری از آن وجود ندارد. تنها یادگار ملموس آن روزگار، ایوان تیسفون یا طاق کسری است که امروز در عراق بر پا مانده است. با این حال، نام بهارستان هنوز در تاریخ فرش ایران زنده است و یادآور فرهنگی است که بهار را روی فرش می‌بافت.